شوخی های جالب شبکه های اجتماعی
شوخی های جالب شبکه های اجتماعی
- پسر داییم دانشجوی ترم اول پزشکیه.
سر شام مامانش سی تی اسکن سرشو آورد بهش داد؛ گفت:مامان یه نگاه به این بنداز.
اینم گرفت جلو نور درجا گفت: وای! زنداییم رنگش پرید گفت: چیه؟
گفت: دور اون قسمت از مغزت که مربوط به آشپزی میشه رو جلبک گرفته!
زن داییم همچین زد پس سرش همونم که تو یه ترم خونده بود از سرش پرید.
2- یه مزاحم تلفنی دارم. هی زنگ می زنه من فحشش می دم. سری آخر که فحشش دادم، اس ام اس زده کاری نکن که دیگه زنگ نزنما!
3- فکر کنم بُزی که من باید به دهنش شیرین میومدم رو گُرگ خورده!
4- تنبلی یعنی تا این حد؟ سر ناهار به رفیقم میگم برو آب بیار. میگه برو عمو من خودم از تشنگی ماست می خورم.
5- وسط یه شهری یه چاهی بوده، هی ملت می افتادن توش، زخم و زیلی می شدن!
میان تو شهرداری یه جلسه برگزار می کنن که واسطه این مشکل راه حل پیدا کنن.
یکی از مهندسا پا میشه می گه:
یافتم! ما یه آمبولانس میذاریم بغل این چاه، که هر کی افتاد توش رو سریع ببره بیمارستان! همه هورا می کشن ... آفرین! ایول! دمت گرم!
یهو یه مهندس دیگه پا میشه میگه: متاسفم که هیچی نمی فهمید! آخه این شد راه حل؟ این همه خرج کنیم یه بیمارستان بسازیم کنار چاه که چی بشه؟ همه تعجب می کنن و میپرسن: خب تو میگی چیکار کنیم؟ طرف میگه: بابا این که واضحه، مااین چاهو پر می کنیم، می ریم نزدیک یه بیمارستان یه چاه دیگه می زنیم!
6- همسایمون سگ داشتن. هر وقت واق واق می کرد منم صداشو تقلید می کردم و جوابشو می دادم...
تا اینکه یه بار زن همسایه از مامانم سراغ سگی که صداش از خونه ما میادو گرفت واسه جفت گیری با سگش! مامانم اومد خونه، یه بلایی سرم آورد که دیگه فقط صدای ماهی درمیارم از اون به بعد.
7- با خواهرم دعوام شد و بزن بزن ... چنگ انداختم تو صورتش یه دفه داد زد مامان این وحشیو از کجا آوردین؟
مامانم گفت به بابات گفتم برو پرورشگاه بچه بیار رفت باغ وحش اینو آورد.
8- مامان بابام دعواشون شده بود سه روز بود قهر بودن ... بابام قبل از اینکه بیاد خونه زنگ زد بهم
گفت بیا پارک سر خیابون کارت دارم! رفتم گفتم جانم؟ برگشته می گه ببین عزیزم سه شب هست که شام درست و حسابی نخوردیم داریم هر شب نون و ماست می خوریم، سه شبه رو کاناپه دارم می خوابم کمرم تا نمیشه پدرم دراومده! گفتم خب چیکار کنم؟ دعوانکنین خب. برگشته میگه ببین عزیزم باید یه فداکاری این وسط اتفاق بیفته!
من گفتم بابا حرفات بو داره، یعنی چی؟ برگشته میگه مامانت از قهرمان بازی خیلی خوشش میاد، تو باید الان که رفتیم خونه با مامانت الکی جر و بحث کنی بعد من بلند شم بزنم تو گوشت بگم ببند دهنتو نباید به مامانت از گل نازکتر بگی.
9- بچه که بودم زن عموم گفت سر سال تحویل هر کاری انجام بدی تا آخر اون سال همش همون کار رو تکرار می کنی، من خر تا همین 4-3 سال پیش موقع سال تحویل نه دستشویی می رفتم، نه می خوابیدم. یه کتاب می گرفتم دستم شروع می کردم به خوندن تا سال تحویل بشه که مثلا تا آخر سال درس خون بمونم. من خودم از اینکه با شماها شدم 76 میلیون نفر شرمسارم، حلالم کنید.
10- من بالاخره یه وسیله نایلون جدا کن از لواشک اختراع می کنم تو جشنواره کَن ارائه می دم.
11- سوار اتوبوس شدم، رفتم تو قسمت آقایون پیش یه آقایی نشستم و از خستگی خوابم برد، نزدیک مقصد دیدم زانوم درد می کنه فهمیدم آقایه کناری 3-2 بار با کیفش کوبیده تو پام تا بیدارم کنه چون می خواست پیاده بشه و من جلوش رو گرفته بودم، خیلی شاکی نگاش کردم، راننده هم بالا سرم بود. گفت: ببخشید خانم 5 بارت صداتون کردم نشنیدین، ترسیدیم.
اعتراف می کنم برای اینکه ضایع نشم که مثل خرس خواب بودم وانمود کردم که کَر هستم و با زبون کر و لالی طبکارانه عصبانیتم رو نشون دادم، مرد بیچاره اینقدر ناراحت شده بود که 10 دفعه با دست و ایما و اشاره از من معذرتخواهی می کرد.
12- مامانم: ترانه این پسره خیلی فیس بوکه! من: چی؟
مامانم: وا فیس بوکه دیگه! آخر فهمیدم منظورش بیبی فیس بوده.
13- تنی چند از کانتکت لیست گوشی داداشم: مجید کانتر، فرهاد باتل فیلد، سامان (داوش)، سیاوش ویندوز سون، علی آقا گیم نت، ممد کال آف دیوتی، پارمیدا (آبجی 22 رشت)، و الی آخر، بعد من «یه دونه خواهرش» بهش اس ام اس میدم با این مضمون «از مامان بپرس نون میخواد بخرم سرِ راه» میپرسه یو؟
14- ساعت یک ساعت اومده عقب بابام نشسته تو رختخواب میگه خوابم نمی بره!
15- همین الان بچه خواهرمو گذاشته بودم روی گردنم و بهش سواری می دادم، گفتم خسته شدم، دیگه بیا پایین!
گفت: من نمیخوام از اسب پیاده بشم
خواهرم: خب اسب خسته شده مامان!
16- تنها انگیزه ای که واسه ازدواج و بچه دار شدن دارم
اینه که: رچه مو از ارث محروم کنم.
17- یک روز شیری به دنبال آهویی دوید، آهو دوید و دوید سپس ایستاد و به شیر گفت: بس است بی رحمی، همش شکار می کنی، یک بار هم عشق را تجربه کن. هیچی دیگه فرداش شیرو دیدن داره کارت شارژ میخره!
18- یارو تو خیابونه محکم زد پشتم گفت: بَه چطوری؟ گفتم: ببخشید می شناسیم همدیگه رو؟ گفت: بابا تو فیسبوک پنج تا دوست مشترک داریم! ملت خط قرمز رو رد کردن والا.
19- امروز یه کیلیپس دیدم ازش یه دختر آویزون بود.
20- پاکستانیا رو دیوار خونشون مینویسن (پارک = انفجار!)
21- اعتراف می کنم بچه که بودم با دختر و پسرخاله هام لباس کهنه می پوشیدیم می رفتیم گدایی با درآمدش بستنی می گرفتیم که همسایمون ما رو لو داد و کتک خوردیم!
22- رفته بودم امتحان رانندگی بدم...
چار نفری سوار شدیم و من زودتر از همه نشستم پشت رول تا افسر بیاد.
خلاصه افسر اومد و منم شروع کردم به تنظیم آینه و صندلی و ..
زدم تو دنده راه افتادم. یه چند صد متری رفتیم برگشتم افسرو نیگا کردم دیدم چیزی نمیگه!
بهش گفتم: جناب سروان من همینجوری مستقیم برم؟ طرف با تعجب گفت: جناب سروان؟ من مسافرم! شما مگه مستقیم نمیری؟!
از تو آینه نیگا کردم دیدم یکی با پرونده داره میدوه دنبال ماشین! جفت پا رفتم رو ترمز در ماشینو وا کردم دِ فرار. گفتم الان بیام توضیح بدم منو به جرم سرقت اموال پلیس دستگیرم می کنن.
23- بالاخره به نقطه ای از سال رسیدیم که کولر زیادی سرد می کنه.
24- «آقا منو میگی» چیست؟ عبارتی برای شروع یک خالی بندی بزرگ.
25- مادرم عصبانی شده بود نفرین میکرد: «ایشالا بری زیر 19 چرخ». یعنی بی رحمی تا چه حد، زاپاسشم حساب کرده!
26- کمدمو باز کردم میبینم چندتا از لباسای برادرم قاطی لباسامه.
به مامانم میگم اینا چرا اینجاست؟
میگه برادرت گفته اینا رو نمی خواد بدمش به مستحق!
27- خن چیست؟ چیز خاصی نیست! همون OK وقتی زبان ویندوز فارسیه.
زنگ تفریح
زنگ تفریح
سلام رفقای گل امیدوارم حالتون خوب باشه پیشاپیش عید سعید غیر خم رو به همه دوستان تبریک میگم
بریم بخندیم![]()
در ادامه مطلب بخوانید
طنز نوشته
طنز؛ کلمه های تازه ای که زیاد شنیده ایم!
سازمان ملل متحد:
به سازمانی گفته می شود که در آن ملل با هم متحد می شدند تا به محض آغاز سخنرانی رئیس جمهور سابق کشورمان از سالن خارج شوند!
مسکن مهر:
به
مسکنی گفته می شود که دولت نهم و دهم به وسیله آن قیمت مسکن را تا 6 برابر
بالا برد! معنی دیگر آن این است که در طول 8 سال گذشته، متقاضیان این مسکن
هر وقت سراغ «مسکن»شان را می گرفتند گفته می شد که «مهر» امسال به شما
داده خواهد شد!
پولی که توسط دولت به حساب خانواده ریخته می شود تا او بلافاصله 30، 40 هزار تومان بگذارد رویش و با آن، یکی از چند قبض آب، برق، گاز و تلفن را بپردازد.
گشت ارشاد:
تفریح کردن اطراف وزارت ارشاد را گشت ارشاد می نامند!
سهام عدالت:
مثل همه چیزهایی که وقتی کمبودش حس می شود سهمیه بندی می شود! یه برگه ای که روی آن نوشته شده سهام عدالت نیز سهام عدالت می گویند!
گاز اشک آور:
به گازی گفته می شود که وقتی رقمش روی قبضش توسط مصرف کننده اش دیده می شود، اشکش را درمی آورد!
چین:
تولید کننده چوب بستنی، دستمال بینی، لباس زیر و حتی رو، دندان مصنوعی و کلیه وسایل مورد نیاز برای ایرانیان را چین می نامند!
کلید
وسیله ای دراز که ممکناست توی هر سوراخی برود اما الزاما بازش نمی کند! در حال حاضر دو سه طبقه اجتماعی با این وسله سروکار دارند؛ قفل سازان، کلیدسازها و رئیس جمهورها!
خواستگاری زیرکانه
خواستگاری زیرکانه و جالب از دختر بیل گیتس
پدر : پسرم دوست دارم با دختری به انتخاب من ازدواج کنی؟
پسر : نه پدر من دوست دارم همسرم را خودم انتخاب کنم !
پدر : اما دختر مورد نظر من ، دختر بیل گیتس هست!
پسر : آهان اگر اینجوریه ، قبول !
پدر به دیدار بیل گیتس می رود !
پدر : آقای گیتس برای دخترت شوهری سراغ دارم !
بیل گیتس : اما برای دختر من هنوز خیلی زود است که ازدواج کند !
پدر : اما این مرد جوان قائم مقام مدیرعامل بانک جهانی است !
بیل گیتس : اوه ، که اینطور ! در این صورت قبول است !
پدر به دیدار مدیر عامل بانک جهانی می رود !
پدر : مرد جوانی برای سمت قائم مقام مدیرعامل سراغ دارم !
مدیرعامل : اما من به اندازه کافی معاون دارم !!
پدر : اما این مرد جوان داماد بیل گیتس هست !
مدیرعامل : اوه ، اگر اینطور است باشه ! قبول !
و معامله به این ترتیب انجام می شود .
نتیجه اخلاقی: حتی اگر چیزی نداشته باشید باز هم می توانید چیزهایی بدست آورید . فقط باید روش صحیح و مثبتی را برگزینید.
کتاب اول ابتدایی این روزها!
زن از دیدگاه مشاهیر

خیلی جالبه در ادامه مطلب ببینید
طنز نوشته
سلطان صاحبقران بعد از ورود به دستشویی هرچه جستجو کرد چیزی شبیه به موال های سنتی خودمان پیدا نکرد و در عوض کاسه ای دید بزرگ که معلوم نبود به چه کار می آید.
حاجت که برآورده شد سلطان مانده بود و دستمالی متعفن؛ این بار با فراغ خاطر نگاهی به اطراف انداخت و پنجره ای دید گشوده بر بالای دیوار و نزدیک به سقف که در دسترس نبود پس چهار گوشه ی دستمال را با محتویات ملوکانه اش گره زد و سر گره را در دست گرفت و بعد از این که چند بار آن را دور سر گرداند، تا سرعت و شتاب لازم را پیدا کند، به سوی پنجره ی گشوده پرتاب کرد تا مدرک جرم را از صحنه ی جنایت دور کرده باشد.
گویا نشانه گیری ملوکانه خوب نبوده چون دستمال بعد از اصابت به دیوار باز می شود و محتویات آن به در و دیوار و سقف می پاشد. وضع از اول هم دشوارتر می شود. سلطان، بالاجبار، غرور را زیر پا می گذارد، از دستشویی بیرون می رود و به نوکری که آن پشت در انتظار بود کیسه ای پول طلا نشان می دهد و می گوید این را به تو می دهم اگر این کثافت کاری که کرده ام رفع و رجوع کنی.
می گویند نوکر فرانسوی در جواب ایشان تعظیم می کند و می گوید من دو برابر این سکه ها به اعیلحضرت پادشاه تقدیم خواهم کرد اگر بگویند با چه ترفندی توانسته اند روی سقف خرابکاری کنند !!!!
طنز نوشته
1)روش جزوه ای(مخصوص دانشجویان):
شانس های ازدواج : دکترx, مهندس y, من و....(کمترین احتمال)
2)روش اشرف خانومی:
شانسهای ازدواج: رضا کچل, اکبر قصاب, علی مکانیک, موری عقرب, بهزاد کلاغ من و....
3)روش پلاستیکی:
شانسهای ازدواج: فردین, بهروز وثوق, داداش کایکو, ملوان زبل, من و...
4)روش جاده ای:
شانسهای ازدواج: در این روش شما با چهره های مختلف امکان روبرو شدن دارید اما نترسید, از قبیل:اکبر دماغ, چنگیز سیبیل, وحید گوجه, علی بربری, حسن خوشگله, سعید خیار, مجید کله, ممد گلخار, داود مایتابه, من و....
5)روش شماره ای:
شانسهای ازدواج: مجید کله, محسن پپه, حمید خیارشور, رضا کره, کریم ببعی, مهران ببو, ناصر کلم و من و.....
6)روش کوهی:
شانسهای ازدواج: فرهاد تیشه باز (که جدیدا معتاد شده بهش میگن فرهاد شیشه باز)! خسرو پرویزززززز (که الان آدم شده فامیلیشو گذاشته پرویز اما ما قبلا تو محل خسرو مگس صداش میکردیم), من و...
7)روش اینترنتی:
شانسهای ازدواج: دوست خوبم گوگل گوگولی(بچه گوگوش و بروسلی), استاد خوبم یاهو یابوزاده, من و....
8)روش سوسی(سوسولی):
شانسهای ازدواج: مانی پنکیک, ساسی چش قشنگ, امیر خط چش, کامی فر مژه, سامی نمکی, پلنگ صورتی, من و...
9)روش شگفت انگیز:
شانسهای ازدواج:هرکی که فکرشو کنی به جز من!چون تا الان اگه قرار بود زنم بشی تو 8تای قبلی شده بودی نه الان که ماشین داری, لیاقت منو نداری !
اگه میشد چی میشد
اگه میشد چی میشد؟!!!!
زنگ بزنی آژانس بین المللی انرژی اتمی، بگی یه ماشین می خوام
آخر شبا رفتگرا سوار جاروهاشون بشن برن خونه
موهات "فر" باشه , روش پیتزا بپزی
خانواده مذهبی باشه اسم دخترو بذاره سیندر الله
شب خواب ببینی که 1 ماه داری میری سر کار, صبح که بیدار شدی حقوقشو بگیری
پشه ها به جای اینکه خونمون رو بمکن، میومدن چربی های اضافه بدنمون رو می مکیدن
ماهی از آب در بیاد تو ساحل سیگارشو بکشه برگرده تو آب
ورودی ِ لاس وگاس بزنه :به شهر شهیدپرور ِ لاس وگاس خوش آمدید
همسر دلخواهت رو از بین گزینه های موجود دانلود کنی
بوق زدن ممنوع باشه ماشینتو بذاری رو ویبره
حراست
دانشگاه دم در با دقت نگات کنه ، اشکالای آرایشیتو بگه ، برات درسش کنه.
لوازم آرایش بهت قرض بده ، یادت بده چجور آرایشی بهت میاد
هر پشه ای وارد خونه ت شه در جا تبدیل شه به یه تراول 50 تومنی
رو مانیتورت مگس بشینه، با موس بگیریش، بندازیش تو ریسایکل بین
سايه ات سفيد باشه
تو گوگل سرچ می کردی "نیمه گم شده ی من " عکساشو واست می آورد راحت پیداش می کردی
شامپو ضدِ شوره بخوری ، دلشوره هات تموم بشه
بفهمن اصغر فرهادی دوپینگ کرده همه جایزه هاشو بگیرن
درخت خرما و گردو رو پیوند بزنی خرما گردویی بده
رگ قلبت بگیره به جای اینکه بالون بزنن پاراگلایدر بزنن
واسه کاردستی ِ مدرسه یه ساختمون ِ هشت طبقه ی 32 واحدی ِ اسکلت فلزی ببری

















سلام.با ما باشید با اتفاقات خوشایند و ناخوشایند دنیای پیرامونمون.با خنده و گریه و غم شادی.